صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 851غزل شمارهٔ 851شاعر: صائبوزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)قافیہ: ایراہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای ز تو شور در جگر کلک شکر نوای رارشته آه در گره فکر گرهگشای را2نقل کریںسرو ریاض مغفرت آه ندامت است و بستا به که مرحمت کند عشق تو این لوای را3نقل کریںتا نکند سعادتش مست غرور، قسمتتمالش از استخوان دهد مغز سر همای را4نقل کریںداغ محبت است و بس خانه فروز جان و دلنیست ز روزن دگر روشنی این سرای را5نقل کریںباده عقل سوز را داروی بیهشی مزننیست به سرمه حاجت آن چشم جنون فزای را6نقل کریںمحمل لیلیی کز او ناله من بلند شدراه به خود نمی دهد زمزمه درای را7نقل کریںآن شکرین لبی که من ناله ازو چو نی کنمغوطه به زهر می دهد طوطی خوش نوای را8نقل کریںصبح قیامتش بود پرده خواب در نظرهر که به خواب بیند آن نرگس فتنه زای را9نقل کریںسوخت بساط هستیم ریخت بنای طاقتمچند پر از نفس دهم آه شکسته پای را؟10نقل کریںخانه سست جسم را کوه غم است پشتبانراه به خویشتن مده باده غم زدای را11نقل کریںروح شکسته بال را تا پر و بال می شودرخنه ملک دل مکن خنده دلگشای را12نقل کریںصائب آتشین زبان چون سر حرف وا کندنغمه به لب گره شود بلبل خوش نوای را◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمشانه زند چو کلک من طره مشکفام راسرمه خامشی دهد طوطی خوش کلام راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 850اگلی نظمای فکر تو نقشبند جانهایک حلقه ذکرت آسمانهاصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 852زمینہم وزن و قافیہ نظمیںباز به سرمه تاب ده چشم کرشمه زای راذوق جنون دو چند کن شوق غزلسرای راعلامہ اقبال»پیام مشرق»می باقی»غزل شمارهٔ 20گر به سخن درآورم عشقِ سخنسرای رابر بر و دوش سر دهی گریهٔ های و های رانظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 55آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمشانه زند چو کلک من طره مشکفام راسرمه خامشی دهد طوطی خوش کلام راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 850
باز به سرمه تاب ده چشم کرشمه زای راذوق جنون دو چند کن شوق غزلسرای راعلامہ اقبال»پیام مشرق»می باقی»غزل شمارهٔ 20
گر به سخن درآورم عشقِ سخنسرای رابر بر و دوش سر دهی گریهٔ های و های رانظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 55