صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 103

غزل شمارهٔ 103

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: اکرا

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 5

صنف: غزل

صداکاران: عندلیب، مریم فقیهی کیا
Toggle stanza 1
11
نیست از زخم زبان غم عاشق بی باک را
سیل می روبد ز راه خود خس و خاشاک را
22
پیش خورشید قیامت ابر نتواند گرفت
زلف چون پنهان کند آن روی آتشناک را؟
33
بخیه انجم بر دهان صبح نتوانست زد
پرده پوشی چون کنم من سینه صد چاک را؟
44
گرچه سروست از درختان در سرافرازی علم
دست دیگر هست در بالادویها تاک را
55
صحبت ناسازگاران خار پیراهن بود
می کنم از سینه بیرون این دل غمناک را
66
هر سری کز چار دیوار بدن دلگیر شد
روزن جنت شمارد حلقه فتراک را
77
گریه کردن پیش بی دردان ندارد حاصلی
چند ریزی در زمین شور تخم پاک را
88
تیغ را جوهر به خون خلق سازد تشنه تر
خط به رحم آرد کجا آن غمزه بی باک را
99
کار روغن می کند با آتش یاقوت آب
از خموشی نیست پروا شعله ادراک را
1010
از بلندی آسمان را مانع گردش شود
گر زمین بیرون دهد آسودگان خاک را
1111
هیزم دوزخ کند صائب کلید خلد را
هر سبک مغزی که بر سر می زند مسواک را
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

غم ز خاطر می برد غمخانه من خلق را

طفل مشرب می کند دیوانه من خلق را

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 102

اگلی نظم

هر تُنُک‌ظرفی ننوشد خونِ گرمِ تاک را

جامی از فولاد باید آبِ آتشناک را

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 104

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

صد هزاران آفرین جان آفرین پاک را

کآفرید از آب و گل سروی چو تو چالاک را

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2

هر دم افروزی چو گل رخسار آتشناک را

شعله در خرمن زنی مشتی خس و خاشاک را

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 38

هر تُنُک‌ظرفی ننوشد خونِ گرمِ تاک را

جامی از فولاد باید آبِ آتشناک را

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 104

از بلندی مانع گردش شود افلاک را

گر زمین بیرون دهد آسودگان خاک را

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 105

مورم اما خوشه چین خرمن دونان نیم

می کنم شکر به اکسیر قناعت خاک را

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 106

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00