صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 5120

غزل شمارهٔ 5120

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: انسماع

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

در عروج نشأه می می کند طوفان سماع

کار دامن می کند بر آتش مستان سماع

2

از غبار کلفت و گرد غم و زنگ ملال

پاک سازد صحن مجلس رابه یک جولان سماع

3

عقده دلها ز رقص بیخودی وا می شود

می کند این پسته لب بسته را خندان سماع

4

چون خم چوگان به دست افشاندن مستانه ای

گوی دلها را برد بیرون ازین میدان سماع

5

می کند جان مجرد را خلاص از قیدجسم

ماه کنعان رابرون می آرد از زندان سماع

6

لنگر تمکین زاهد بادبان خواهد شدن

فیض خودرا عام سازد گربه به این عنوان سماع

7

گرچه از دامن برافشاندن خطر دارد چراغ

شمع صحبت را کند روشنتر از دامان سماع

8

کشتی می را کند مستغنی از باد مراد

چون شود در بزم مستان آستین افشان سماع

9

در فلاخن می نهد برق تجلی طور را

کوه را چون ابر می سازد سبک جولان سماع

10

شوق درهر دل که باشد مطربی درکار نیست

چون کف دریا کند دستار سرمستان سماع

11

گر چنین آهنگ خواهد شد سرود قمریان

سروها را ریشه کن می سازد از بستان سماع

12

کوچه ها پیداشود درآسمان چون رود نیل

چون شود از مستی سرشار دست افشان سماع

13

رقص هر جا هست باغ و بوستان در کار نیست

بزم را از نونهالان می کند بستان سماع

14

گر به رقص آیند ارباب عمایم دور نیست

آسیای آسمان را می کند گردان سماع

15

صائب از رقص فلک هوش از سر من می رود

با قد خم گرچه زیبا نیست از پیران سماع

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

گرچه دارد تلخی زهر اجل جام وداع

برامید مرگ می نوشم به هنگام وداع

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5119

اگلی نظم

می پرستان در سر کوی مغان گردند جمع

تیرهای راست در پیش نشان گردند جمع

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5121

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور