صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 5121

غزل شمارهٔ 5121

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: انگردندجمع

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

می پرستان در سر کوی مغان گردند جمع

تیرهای راست در پیش نشان گردند جمع

2

گرچه درتاریکی شب راه را گم کرده اند

صبح چون روشن شود این کاروان گردند جمع

3

گرچه چون برگ خزان امروز بی شیرازه اند

زیریک پیراهن آخر غنچه سان گردند جمع

4

گرچه هر یک در مقامی لاف یکتایی زنند

چون براه افتند چون ریگ روان گردند جمع

5

این پریشان قطره ها کز هم جدا افتاده اند

در کنار لطف بحر بیکران گردند جمع

6

تنگی صحرای امکان مانع جمعیت است

جمله باهم در فضای لامکان گردند جمع

7

در ته دریای وحدت چون گهرهای صدف

زیر یک پیراهن این سیمین بران گردند جمع

8

چون بسوزد نور وحدت پرده های امتیاز

ثابت و سیار دریک آسمان گردند جمع

9

چون شود بی پرده خورشید حقیقت آشکار

جمله ذرات جهان دریک زمان گردند جمع

10

راست کیشان محبت ناوک یک ترکشند

چون گشادی شد به نزدیک نشان گردند جمع

11

بر فراز ای قهرمان عشق قد چون علم

تا ز اطراف این سپاه بیکران گردند جمع

12

صائب از درد جدایی خون خود را می خورم

هرکجا با هم دو یار مهربان گردند جمع

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

در عروج نشأه می می کند طوفان سماع

کار دامن می کند بر آتش مستان سماع

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5120

اگلی نظم

در کشاکش از زبان آتشین بودم چو شمع

تا نپیوستم به خاموشی نیاسودم چو شمع

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5122

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور