صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 1819

غزل شمارهٔ 1819

شاعر: صائب

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ایینیست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 5

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

ز بس که طاعت خلق جهان خدایی نیست

قضا کنند نمازی که آن ریایی نیست!

2

شود شکستگی ماه از آفتاب درست

شکسته بندی دل، کار مومیایی نیست

3

مشو ز ساده دلی از گزند نفس ایمن

که شیوه سگ دیوانه آشنایی نیست

4

قفس فضای گلستان بود بر آن بلبل

که در خیال وی اندیشه رهایی نیست

5

اگر بود به توکل ارادت تو درست

کلید رزق به غیر از شکسته پایی نیست

6

ز مرگ همنفسان همچو بید می لرزم

که برگهای خزان را ز هم جدایی نیست

7

زبان گوهر شهوار، آب و رنگ بس است

طریق مردم سنجیده خودستایی نیست

8

سخاوت غرض آلود کوته اندیشان

به چشم اهل بصیرت کم از گدایی نیست

9

به باددستی من می برد خزان غیرت

ز برگ، حاصل من غیر بینوایی نیست

10

به وادیی که مرا صدق رهنما شده است

سراب تشنه فریب از غلط نمایی نیست

11

مشو زیاده ازین خرج مردمان صائب

که پاس وقت کم از پاس آشنایی نیست

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

طریقِ مردمِ سنجیده خودستایی نیست

که کارِ آتشِ یاقوت ژاژخایی نیست

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1818

اگلی نظم

میان خوی تو و رحم آشنایی نیست

وگرنه بوسه و لب را ز هم جدایی نیست

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1820

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

بیا بیا که مرا طاقت جدایی نیست

رها مکن که دلم را ز غم رهایی نیست

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 332

منم که از غم محرومیم جدایی نیست

میانه ی من و امید، آشنایی نیست

عرفی»غزلیات»غزل شمارهٔ 148

طریقِ مردمِ سنجیده خودستایی نیست

که کارِ آتشِ یاقوت ژاژخایی نیست

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1818

میان خوی تو و رحم آشنایی نیست

وگرنه بوسه و لب را ز هم جدایی نیست

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1820

ز دام سوختگان عشق را رهایی نیست

ز لفظ، معنی بیگانه را جدایی نیست

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1821

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور