صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 356غزل شمارهٔ 356شاعر: صائبوزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیہ: تخودراصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںز چشم خلق پنهان دار کنج عزلت خود رامکن شیرازه صحبت، کمند وحدت خود را22نقل کریںغبار خاکساری دور باش چشم بد باشدگرامی دار چون گرد یتیمی کلفت خود را33نقل کریںفساد طاعت بی پرده افزون است از عصیاننهان کن چون گناه از چشم مردم طاعت خود را44نقل کریںدویدن در قفا باشد میان راه خفتن رابه آغوش لحدانداز خواب راحت خود را55نقل کریںبه اندک زوری از هم تار و پود جسم می پاشدغنیمت دان درین وحشت سرا جمعیت خود را66نقل کریںمگردان روی از سنگ ملامت چون سبک مغزانمکن بازیچه طفلان، کوه طاقت خود را77نقل کریںبه آه سرد، فوت مطلب دنیا نمی ارزدبه هر باد مخالف، دل ملرزان رایت خود را88نقل کریںسفر کن زین جهان پست، چون آه سحرخیزانبه بام آسمان افکن کمند همت خود را99نقل کریںشب قدرست دولت، نیست لایق چشم ازو بستنبه بیداری سرآور روزگار دولت خود را1010نقل کریںاگر خواهی به یوسف در ته یک پیرهن باشیمده تا ممکن است از دست، دامن فرصت خود را1111نقل کریںبه کام هر دو عالم گر زبان خواهش آلایدپر از خاشاک کن صائب دهن غیرت خود را◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظممهیا شو دلا در عشق انواع ملامت راکه سنگ کم نمی باشد ترازوی قیامت راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 355اگلی نظمندارد در خور من باده ای گردون میناییمگر از خون دل لبریز سازم ساغر خود راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 357◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظممهیا شو دلا در عشق انواع ملامت راکه سنگ کم نمی باشد ترازوی قیامت راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 355
اگلی نظمندارد در خور من باده ای گردون میناییمگر از خون دل لبریز سازم ساغر خود راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 357