صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 355غزل شمارهٔ 355شاعر: صائبوزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیہ: امتراصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںمهیا شو دلا در عشق انواع ملامت راکه سنگ کم نمی باشد ترازوی قیامت را2نقل کریںازان پیوسته دارم بر جگر دندان نومیدیکه کافی نیست پشت دست من زخم ندامت را3نقل کریںچو خورشیدست پیدا راز عشق از سینه عاشقنباشد نامه پیچیده، صحرای قیامت را4نقل کریںدر آن گلشن که عمر باغبان از گل بود کمترزهی غافل که ریزد بر زمین رنگ اقامت را5نقل کریںنشان عشق را بگذار چون آتش به حال خودکه رسوایی شود از پوشش افزون این علامت را6نقل کریںکمان می کرد طوق قمریان را قد چون تیرشاگر می دید سرو بوستان آن سرو قامت را7نقل کریںبه نخل بارور سنگ از در و دیوار می بارداگر اهل دلی، آماده شو صائب ملامت را◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمنهان کرده است رویت در نقاب حشر جنت رافرو برده است فکر مصرع قدت قیامت راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 354اگلی نظمز چشم خلق پنهان دار کنج عزلت خود رامکن شیرازه صحبت، کمند وحدت خود راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 356آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمنهان کرده است رویت در نقاب حشر جنت رافرو برده است فکر مصرع قدت قیامت راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 354
اگلی نظمز چشم خلق پنهان دار کنج عزلت خود رامکن شیرازه صحبت، کمند وحدت خود راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 356