زمین
بیا تا دیکنیم امروز فردای قیامت را
که چشم خیرهبینان تنگ دید آغوش رحمت را
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 65
بزرگانی که مانع می شوند ارباب حاجت را
به چوب از آستان خویش می رانند دولت را
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 351
اگر از اهل ایمانی مهیا باش آفت را
که دندان می گزد پیوسته انگشت شهادت را
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 352
به دست خود کند بیدادگر بنیاد دولت را
ستمگر لشکر بیگانه می سازد رعیت را
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 353