صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 552غزل شمارهٔ 552شاعر: صائبوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: نگامدهراصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںصلح در پرده بود یار به جنگ آمده رامده از دست، گریبان به چنگ آمده را2نقل کریںآشنایی ز نگاهش چه توقع دارید؟نور اسلام نباشد ز فرنگ آمده را3نقل کریںماجرای دل و آن غمزه بدمست مپرسمی چکد خون ز سخن، شیشه به سنگ آمده را4نقل کریںنیست جز بی خودی و بی خبری درمانیاز شب و روز و مه و سال به تنگ آمده را5نقل کریںکوشش افکنده ترا دور ز منزل، ورنهراه نزدیک بود پای به سنگ آمده را6نقل کریںدر سفر ریگ روان راحت منزل داردماندگی کم بود از راه درنگ آمده را7نقل کریںمی کند کلفت یک خانه به شهری تأثیرشهر زندان بود از خانه به تنگ آمده را8نقل کریںبا قد همچو کمان، تنگ به بر چون گیرم؟صائب آن قامت چون تیر خدنگ آمده را◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگریه بسیار بود نو به وجود آمده راخاک زندان بود از چرخ فرود آمده راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 551اگلی نظمشوق اگر قافله سالار شود قافله راراه خوابیده پر و بال شود راحله راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 553آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگریه بسیار بود نو به وجود آمده راخاک زندان بود از چرخ فرود آمده راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 551
اگلی نظمشوق اگر قافله سالار شود قافله راراه خوابیده پر و بال شود راحله راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 553