صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 551غزل شمارهٔ 551شاعر: صائبوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: ودامدهراصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںگریه بسیار بود نو به وجود آمده راخاک زندان بود از چرخ فرود آمده را22نقل کریںنیست چون ماتمیان کار به جز گریه و آهبه سراپرده این چرخ کبود آمده را33نقل کریںحاصلی نیست به جز شستن دست از هستیخواب، در رهگذر سیل فرود آمده را44نقل کریںچون برآید ز گریبان سر خجلت فرداپیش درگاه لئیمان به سجود آمده را؟55نقل کریںساحلی نیست به جز دامن صحرای عدمخس و خاشاک به دریای وجود آمده را66نقل کریںنیست جز وحشت ازین عالم پرشور نصیبجان از غیب به صحرای شهود آمده را77نقل کریںلازم ذات بود سرکشی و مغروریهمچو ابلیس ز آتش به وجود آمده را88نقل کریںنیست یک چشم زدن بیش حیاتش چو شررصائب از پرده برون بهر نمود آمده را◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگر به گلزار بری آن رخ افروخته راگل به بلبل نگذارد جگرسوخته راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 550اگلی نظمصلح در پرده بود یار به جنگ آمده رامده از دست، گریبان به چنگ آمده راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 552◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگر به گلزار بری آن رخ افروخته راگل به بلبل نگذارد جگرسوخته راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 550
اگلی نظمصلح در پرده بود یار به جنگ آمده رامده از دست، گریبان به چنگ آمده راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 552