صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 550غزل شمارهٔ 550شاعر: صائبوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: وختهراہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںگر به گلزار بری آن رخ افروخته راگل به بلبل نگذارد جگرسوخته را22نقل کریںهر که پوشد ز جهان چشم، نماند بی رزقطعمه از دست بود باز نظر دوخته را33نقل کریںنکند چرخ تعدی به جگرسوختگانسرمه در کار نباشد نفس سوخته را44نقل کریںمنت زلف مکش دل چو گرفتار تو شدرشته حاجت نبود طایر آموخته را55نقل کریںنیست حاجت شب پروانه ما را به چراغشمع از خود بود این بال و پر افروخته را66نقل کریںدلت ای غنچه محال است سبکبار شودتا نریزی ز بغل این زر اندوخته را77نقل کریںایمن از زخم زبان شد ز خموشی صائبنیست اندیشه ز سوزن دهن دوخته را◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمغم مردن نبود جان غم اندوخته رانیست از برق خطر مزرعه سوخته راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 549اگلی نظمگریه بسیار بود نو به وجود آمده راخاک زندان بود از چرخ فرود آمده راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 551◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںغم مردن نبود جان غم اندوخته رانیست از برق خطر مزرعه سوخته راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 549◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمغم مردن نبود جان غم اندوخته رانیست از برق خطر مزرعه سوخته راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 549
اگلی نظمگریه بسیار بود نو به وجود آمده راخاک زندان بود از چرخ فرود آمده راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 551