صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 553غزل شمارهٔ 553شاعر: صائبوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: لهراصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںشوق اگر قافله سالار شود قافله راراه خوابیده پر و بال شود راحله را2نقل کریںدعوی پوچ دلیل است به نقصان کمالرهزنی نیست به غیر از جرس این قافله را3نقل کریںخار اگر رحم به این بسته زبانان نکندکیست دیگر که گشاید گره آبله را؟4نقل کریںگشت آرامش دل باعث آسایش زلفکه سکون سرمه آواز بود سلسله را5نقل کریںنفس سوخته گرمروان طلب استهر سیاهی که نمایان بود این مرحله را6نقل کریںسر بی مغز به اقبال هما می نازدسایه تاک کند مست تنک حوصله را7نقل کریںچون جمادی طرف روح تواند گشتن؟نبود رتبه تحسین به موقع صله را8نقل کریںپیشوایان جهان امن از ابلیس نیندصائب از گرگ خطر بیش بود سر گله را◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمصلح در پرده بود یار به جنگ آمده رامده از دست، گریبان به چنگ آمده راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 552اگلی نظمنشد از روی تو سیراب نظر آینه راشرم رخسار تو خون کرد جگر آینه راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 554آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمصلح در پرده بود یار به جنگ آمده رامده از دست، گریبان به چنگ آمده راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 552
اگلی نظمنشد از روی تو سیراب نظر آینه راشرم رخسار تو خون کرد جگر آینه راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 554