صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 664غزل شمارهٔ 664شاعر: صائبوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: اییماہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںرسید صبر به فریاد بینوایی ماکلید روزی ما شد شکسته پایی ما2نقل کریںعجب که دیده ما سیر گردد از نعمتکه ساختند نگون، کاسه گدایی ما3نقل کریںسبک چو ابر بهاران ز لاله زار، گذشتز خارزار ملامت برهنه پایی ما4نقل کریںز لطف بیشتر از قهر دلشکسته شویمز سنگ سخت تر افتاده مومیایی ما5نقل کریںبه نور عاریه محتاج نیستیم چو ماهکه هست از نفس خویش روشنایی ما6نقل کریںنمی رسد به هدف گر به آسمان رفته استنکرده ترک هوا، ناوک هوایی ما7نقل کریںز بس چو غنچه پیکان گرفته دل گشتیمنسیم دست کشید از گرهگشایی ما◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمشکست رنگ می از ترک میگساری مانمک به چشم قدح ریخت هوشیاری ماصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 663اگلی نظمهزار حیف که گل کرد بینوایی مابه چشم آبله آمد برهنه پایی ماصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 665زمینہم وزن و قافیہ نظمیںنکرده قید غزالی گره گشایی ماگره ز دل نگشاید غزلسرایی ماجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 40هزار حیف که گل کرد بینوایی مابه چشم آبله آمد برهنه پایی ماصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 665آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمشکست رنگ می از ترک میگساری مانمک به چشم قدح ریخت هوشیاری ماصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 663
اگلی نظمهزار حیف که گل کرد بینوایی مابه چشم آبله آمد برهنه پایی ماصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 665