صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 640غزل شمارهٔ 640شاعر: صائبوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: نراہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںچه حاجت است به خال آن بیاض گردن را؟ستاره نقطه سهوست صبح روشن را22نقل کریںهمیشه تهمت نظاره می کشد عاشقز آفتاب خبر نیست چشم روزن را33نقل کریںفغان که خار علایق ز تیزدستی هاامان نداد که سازیم جمع دامن را44نقل کریںگره به جبهه میفکن که رشته همواربه قطع راه بود تازیانه سوزن را55نقل کریںزبان پاک بود لازم دل روشنکه برگ از ید بیضاست نخل ایمن را66نقل کریںگشاده دار دل و دست را که لنگر سنگازین دو شیوه شود بادبان فلاخن را77نقل کریںچو ماه نو، قد خم گشته بر سپهر وجوداشاره ای است که آماده باش رفتن را88نقل کریںز جمع دانه که خواهد نصیب خاک شدنمساز تنگ به خود همچو مور مسکن را99نقل کریںکنون که قوت بازوی رستمی داریبرآر از چه بیژن روان روشن را1010نقل کریںغبار دیده جان است پیکرت صائببه آه زیر و زبر ساز، خانه تن را◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگل است باده گلرنگ باده خواران رامدام فصل بهارست میگساران راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 639اگلی نظمز کوه غم دل و دست گشاده را غم نیستکه سنگ، بار نگردد به دل فلاخن راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 641◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںز کوه غم دل و دست گشاده را غم نیستکه سنگ، بار نگردد به دل فلاخن راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 641ز هوش برد چنان حیرت تو گلشن راکه سبز کرد خموشی زبان سوسن راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 642◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگل است باده گلرنگ باده خواران رامدام فصل بهارست میگساران راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 639
اگلی نظمز کوه غم دل و دست گشاده را غم نیستکه سنگ، بار نگردد به دل فلاخن راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 641
ز کوه غم دل و دست گشاده را غم نیستکه سنگ، بار نگردد به دل فلاخن راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 641