صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 868غزل شمارهٔ 868شاعر: صائبوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: ندرابہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںسوز عاشق کم نگردد از فرو رفتن در آباین شرر چون دیده ماهی بود روشن در آب2نقل کریںنیست امید رهایی زین سپهر آبگونحلقه دام است اگر پیدا شود روزن در آب3نقل کریںچون حباب از سر دهد سامان کلاه خویش راهرکه را باشد هوای محو گردیدن در آب4نقل کریںبر کف دریا بود موج خطر باد مرادبر سبکباران بود آسان سفر کردن در آب5نقل کریںاز شتاب عمر بی شیرازه شد اجزای جسمچون تواند جمع کردن خویش را روغن در آب؟6نقل کریںدر تجرد رشته واری بند دست و پا شودبر شناور کوه آهن می شود، سوزن در آب7نقل کریںاز ملامت می پرستان ترک مستی کی کنند؟نیست طوفان ماهیان را مانع از خفتن در آب8نقل کریںتلخی مرگ است شکر، مور شهد افتاده رانیست ماهی را حیاتی بهتر از مردن در آب9نقل کریںکوته اندیشی است پیش پای طوفان همچو موجهر نفس بر خود بساط تازه ای چیدن در آب10نقل کریںنیست پروای علایق واصلان عشق راخار نتواند گرفتن موج را دامن در آب11نقل کریںکی شود با یکدگر مژگان عاشق آشنا؟نیست نبض موج را امکان آسودن در آب12نقل کریںچهره مه داغدار از منت خورشید شدچون صدف از گوهر خود خانه کن روشن در آب13نقل کریںدر سر مستی ز لب مهر خموشی برمدارمی دهد بر باد جان را دم برآوردن در آب14نقل کریںکوشش جان برنیاید با گرانی های جسمآب در آهن گران سیرست، چون آهن در آب15نقل کریںمردی از دریا گلیم خود برون آوردن استورنه آسان است چون اطفال افتادن در آب16نقل کریںصائب از بار گرانجانی سبک کن خویش راتا توانی همچو کف سجاده افکندن در آب◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدست و پا گم می کند موج سبک لنگر در آبخویشتن را می کند گردآوری گوهر در آبصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 867اگلی نظمموج را هر چند آماده است بال و پر ز آببی نسیم خوش عنان بیرون نیارد سر ز آبصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 869زمینہم وزن و قافیہ نظمیںپرتو حسن تو هرجا شد نقاب افکن در آبگشت از هر موج شمع حسرتی روشن درآببیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 365سایه اندازد اگر بخت سیاه من در آبفلس ماهی دیدهٔ آهوکند خرمن در آببیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 366آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدست و پا گم می کند موج سبک لنگر در آبخویشتن را می کند گردآوری گوهر در آبصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 867
اگلی نظمموج را هر چند آماده است بال و پر ز آببی نسیم خوش عنان بیرون نیارد سر ز آبصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 869
پرتو حسن تو هرجا شد نقاب افکن در آبگشت از هر موج شمع حسرتی روشن درآببیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 365