صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 867غزل شمارهٔ 867شاعر: صائبوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: ردرابصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںدست و پا گم می کند موج سبک لنگر در آبخویشتن را می کند گردآوری گوهر در آب22نقل کریںعاشق حیران همان در وصل گرم جستجوستماهیان از شوق آب آرند بیرون پر در آب33نقل کریںزنگ کلفت از دل من باده نتوانست بردکی رود گرد یتیمی از رخ گوهر در آب44نقل کریںاز سخنور حرف نتوانند دمسردان کشیدعطر خود را می کند گردآوری عنبر در آب55نقل کریںرعشه من بیشتر گردید از رطل گرانبادبان کشتی من می شود لنگر در آب66نقل کریںمی توان دل را مصفا کرد با تردامنیگر کند آیینه را بی زنگ، روشنگر در آب77نقل کریںچون حباب آن کس که ترک سر به آسانی کندمی کند ادراک هر دم عالم دیگر در آب88نقل کریںعالم بالا شود درماندگان را رهنمابرندارد از کواکب چشم خود رهبر در آب99نقل کریںمعنی نازک نماید جلوه در دلهای صافمی توان دیدن هلال عید را بهتر در آب1010نقل کریںسوز دل را گریه نتواند بر آتش آب زداین شرر چون دیده ماهی بود انور در آب1111نقل کریںدر غریبی می شود دلهای سنگین دیده ورنیست ممکن چشم بینش وا کند گوهر در آب1212نقل کریںکامیاب از باده نتوان شد به جام تنگ ظرفمی شود سیراب هر کس می گذارد سر در آب1313نقل کریںترک جود اضطراری کن کز اهل جود نیستگر ز بیم غرق ریزد مال، سوداگر در آب1414نقل کریںدیده تر می برد از روی خوبان فیض بیشمی کند خورشید تابان جلوه دیگر در آب1515نقل کریںتا نگرید دیده عاشق نمی گیرد قرارهست ماهی را مهیا بالش و بستر در آب1616نقل کریںاز گرانسنگی صدف آسوده از طوفان بودکف ز بی مغزی بود دایم سبک لنگر در آب1717نقل کریںیکقلم حل شد مرا هر عقده مشکل که بودتا ز فیض ساده لوحی ریختم دفتر در آب1818نقل کریںمی کند دلهای روشن را می احمر سیاهدست می شوید ز جان، افتاد چون اخگر در آب1919نقل کریںگر شود زیر و زبر از سیل صائب خانه اشبی بصیرت همچنان گیرد گل دیگر در آب◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگرچه با هر موجه ای دام دگر می دارد آباز ته دل وصل دریا در نظر می دارد آبصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 866اگلی نظمسوز عاشق کم نگردد از فرو رفتن در آباین شرر چون دیده ماهی بود روشن در آبصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 868◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگرچه با هر موجه ای دام دگر می دارد آباز ته دل وصل دریا در نظر می دارد آبصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 866
اگلی نظمسوز عاشق کم نگردد از فرو رفتن در آباین شرر چون دیده ماهی بود روشن در آبصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 868