صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 708غزل شمارهٔ 708شاعر: صائبوزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: الخویشراصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںکوتاه ساز رشته آمال خویش رامپسند در شکنجه پر و بال خویش را22نقل کریںپرواز من به بال و پر توست، زینهارمشکن مرا که می شکنی بال خویش را33نقل کریںدست دعا بود سپر ناوک قضادر کار خیر صرف کن اقبال خویش را44نقل کریںدل واپسان به هیچ مقامی نمی رسندبفرست پیشتر ز اجل مال خویش را55نقل کریںآن سنگدل که آینه ما به سنگ زدمی دید کاش صورت احوال خویش را66نقل کریںبا دشمنان دوست نما در میان منهصائب اگر ز اهل دلی، حال خویش را◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماز کینه پاک کن دل افگار خویش راصبح امید ساز شب تار خویش راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 707اگلی نظمپوشیده گر به زلف کنی روی خویش راآخر چسان نهفته کنی بوی خویش را؟صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 709◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظماز کینه پاک کن دل افگار خویش راصبح امید ساز شب تار خویش راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 707
اگلی نظمپوشیده گر به زلف کنی روی خویش راآخر چسان نهفته کنی بوی خویش را؟صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 709