صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 518غزل شمارهٔ 518شاعر: صائبوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: اهاستمراصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدل پریخانه آن روی چو ماه است مرایوسفی در بن هر موی به چاه است مرا2نقل کریںآه من چون علم صبح قیامت نشود؟الف قامت او سرخط آه است مرا3نقل کریںهمچو کبکی که فتد سایه شاهین به سرشدل سراسیمه ازان پر کلاه است مرا4نقل کریںبا کلاه نمد از هر دو جهان آزادمسایه بال هما بخت سیاه است مرا5نقل کریںچون قلم، گام نخستین، نفسم سوخته استدر ره شوق کجا فرصت آه است مرا؟6نقل کریںمی چکد خون چو کباب از نفس دعوی منبا چنین سوز چه حاجت به گواه است مرا؟7نقل کریںجرم ایام خرد قابل بخشیدن نیستورنه با عشق چه پروای گناه است مرا؟8نقل کریںاز تماشای تو ای مایه امید جهانغیر افسوس چه در دست نگاه است مرا؟9نقل کریںمنزل عشق چو خورشید بود پا به رکابورنه صائب چه غم از دوری راه است مرا؟◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمنوخطی سلسله جنبان جنون است مراسبزه نیمرسی تشنه خون است مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 517اگلی نظمگلِ داغ است اگر تاجِ زری هست مرااشک گلرنگ بود گر گهری هست مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 519آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمنوخطی سلسله جنبان جنون است مراسبزه نیمرسی تشنه خون است مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 517
اگلی نظمگلِ داغ است اگر تاجِ زری هست مرااشک گلرنگ بود گر گهری هست مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 519