صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 519غزل شمارهٔ 519شاعر: صائبوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: ریهستمراصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںگلِ داغ است اگر تاجِ زری هست مرااشک گلرنگ بود گر گهری هست مرا2نقل کریںبرگِ من زخمِ زبان است درین سبز چمنسنگِ اطفال بود گر ثمری هست مرا3نقل کریںعکسِ من سایه فکنده است بر این آینههاگر درین هفت صدف هم، گهری هست مرا4نقل کریںنیست در روی زمین سوخته جانی، ورنهدر دلِ سنگ گمانِ شرری هست مرا5نقل کریںخرده گیران نتوانند شدن پیشم تیغکه ز گردآوری خود سپری هست مرا6نقل کریںجلوهٔ مه بود از آبِ روان روشن ترگر به رخسارِ نکویان نظری هست مرا7نقل کریںدشمنِ خانگی از خصمِ برونی بَترستهست از دیدهٔ خود گر خطری هست مرا8نقل کریںبرو ای قاصد و زحمت ببر ای باد صباکه هم از نامهٔ خود، نامهبری هست مرا9نقل کریںنیست جز سایهٔ بالای تو ای سروِ رواندر همه روی زمین گر دگری هست مرا10نقل کریںسری از بیضهٔ گردون نتوان بیرون بردورنه در پردهٔ دل، بال و پری هست مرا11نقل کریںدیدهٔ شور چو شبنم ز هوا می باردتا درین باغ چو گل مشتِ زری هست مرا12نقل کریںصد هنر پردهٔ یک عیب چو نتواند شدزین چه حاصل که به هر مو هنری هست مرا؟13نقل کریںاز شکستِ دلِ چون شیشه چرا اندیشم؟که درین شیشه نهان شیشهگری هست مرا14نقل کریںرنگِ بست است شبِ بختِ سیاهم، ورنهدر دلِ سوخته آهِ سحری هست مرا15نقل کریںبه دو صد زخم مرا از تو جدا نتوان کردکه به هر موی تو پیوسته سری هست مرا16نقل کریںنیست صائب به جز از آبلهٔ پای طلبدر ره عشق اگر همسفری هست مرا◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدل پریخانه آن روی چو ماه است مرایوسفی در بن هر موی به چاه است مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 518اگلی نظمچون خم از کوی مغان پای سفر نیست مراگر شوم آب، ازین خاک گذر نیست مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 520آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدل پریخانه آن روی چو ماه است مرایوسفی در بن هر موی به چاه است مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 518
اگلی نظمچون خم از کوی مغان پای سفر نیست مراگر شوم آب، ازین خاک گذر نیست مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 520