صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 517غزل شمارهٔ 517شاعر: صائبوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: وناستمراصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںنوخطی سلسله جنبان جنون است مراسبزه نیمرسی تشنه خون است مرا2نقل کریںچشم بدبین به خط پشت لب او مرساد!که به آن تنگ دهن راهنمون است مرا3نقل کریںاز دل سوخته خونم به چکیدن نرسدکاسه هر چند که چون لاله نگون است مرا4نقل کریںبود اگر قافله سالار غزالان مجنوناین زمان توشه کش دشت جنون است مرا5نقل کریںگر کنی خون به دل من همه عمر کم استتیغ مژگان تو گر تشنه خون است مرا6نقل کریںبس که خون در دل ازین دوست نمایان دارمدیدن دشمن خونخوار، شگون است مرا7نقل کریںبه زبان گر نکنم شکر ترا، معذورمبار احسان تو از برگ فزون است مرا8نقل کریںنکنم با گل بی خار، مبدل صائبخارخاری که ازان گل به درون است مرا◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمنفس سوخته روشنگر جان است مراچون شرر، زندگی از سوختگان است مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 516اگلی نظمدل پریخانه آن روی چو ماه است مرایوسفی در بن هر موی به چاه است مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 518آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمنفس سوخته روشنگر جان است مراچون شرر، زندگی از سوختگان است مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 516
اگلی نظمدل پریخانه آن روی چو ماه است مرایوسفی در بن هر موی به چاه است مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 518