صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 516غزل شمارهٔ 516شاعر: صائبوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: اناستمراصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںنفس سوخته روشنگر جان است مراچون شرر، زندگی از سوختگان است مرا22نقل کریںدل سودا زده ام جوش بهاران داردچهره از درد اگر برگ خزان است مرا33نقل کریںبیخودی گرد ملال از دل من می شویدرفتن دل به نظر آب روان است مرا44نقل کریںگرچه افتادهام اما پی برداشتنمهر که قد راست کند تیر و سنان است مرا55نقل کریںگردش چرخ محال است مرا پیر کندهمت پیر مغان، بخت جوان است مرا66نقل کریںنتوان شست به هر صید گشادن، ورنهآه تیری است که دایم به کمان است مرا77نقل کریںمی کند سلسله عمر ابد را کوتاهگرهی چند که در رشته جان است مرا88نقل کریںدر سفر عادت سیلاب بهاران دارمسختی راه طلب، سنگ فسان است مرا99نقل کریںدر خریداری درد تو به جان بی تابمورنه یوسف به زر قلب گران است مرا1010نقل کریںنیست چون سرو، مرا بی ثمری بر دل بارکه ز آسیب خزان خط امان است مرا1111نقل کریںآب از دیده خورشید گشاید صائبدر دل آیینه عذاری که نهان است مرا◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهر نفس تازه گلی زیبِ کنارست مرادایم از جوشِ سخن، جوشِ بهارست مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 515اگلی نظمنوخطی سلسله جنبان جنون است مراسبزه نیمرسی تشنه خون است مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 517◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمهر نفس تازه گلی زیبِ کنارست مرادایم از جوشِ سخن، جوشِ بهارست مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 515
اگلی نظمنوخطی سلسله جنبان جنون است مراسبزه نیمرسی تشنه خون است مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 517