صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1007غزل شمارهٔ 1007شاعر: صائبوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: شاستصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںگرچه در دفع کدورت هر نوایی دلکش استدر میان سازها، نی تیر روی ترکش است2نقل کریںگر برآرد عشق دود از عقل، جای رحم نیستخانه زنبور کافر مستحق آتش است3نقل کریںرزق خاموشان شود اکثر معانی لطیفکوزه سربسته را قسمت شراب بی غش است4نقل کریںهیچ رنگی نیست در آتش نباشد نعل اودر میان رنگ ها زردی طلای بی غش است5نقل کریںحسن چون مستور باشد عشق زندانی بودعشق عالمسوز گردد یار چون لولی وش است6نقل کریںروز دعوی در صف زورین کمانان سخنمصرع برجسته صائب تیر روی ترکش است◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگردش پرگار ما را حلقه مویی بس استمرکز سرگشتگی ها خال دلجویی بس استصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1006اگلی نظمجان روشن را جهان در چشم بینا آتش استشبنم بی تاب را گل در ته پا آتش استصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1008آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگردش پرگار ما را حلقه مویی بس استمرکز سرگشتگی ها خال دلجویی بس استصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1006
اگلی نظمجان روشن را جهان در چشم بینا آتش استشبنم بی تاب را گل در ته پا آتش استصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1008