صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 507غزل شمارهٔ 507شاعر: صائبوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: شراہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںاز نظر کرد نهان خط رخ آن مهوش راپردگی ساخت شب دل سیه این آتش را2نقل کریںچون برآید نفس از سوختگان در بزمیکه نمک سرمه آواز شود آتش را؟3نقل کریںزاهد خشک برآورد مرا از مشربچون سفالی که کند جذب، می بی غش را4نقل کریںآه در سینه من محنت پیری نگذاشتکه کمان دل تهی از تیر کند ترکش را5نقل کریںخصم سرکش شود از راه تحمل مغلوبخاک خاموش به از آب کند آتش را6نقل کریںپرده تیرگی دل نشود رخت سفیدچه دهی عرض به صراف، زر روکش را؟7نقل کریںدر شبستان لحد تلخ نگردد خوابشهر که در زندگی از خاک کند مفرش را8نقل کریںنبرد زخم زبان سرکشی از طینت عشقچون خس و خار شود بند زبان آتش را؟9نقل کریںبر سر رحم نیامد به زر و زاری و زوربه چه تدبیر کنم رام، من آن سرکش را؟10نقل کریںهر کجا اهل دلی نیست مزن دم صائبنتوان خواند به هر کس سخن دلکش را◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمنیست اندیشه ای از زخم زبان سرکش راخار و خس بستر سنجاب بود آتش راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 506اگلی نظمتا به حدی است لطافت رخ پرتابش راکه عرق داغ کند لاله سیرابش راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 508زمینہم وزن و قافیہ نظمیںکی جزا میرسد از اهل حیا سرکش راآب آیینه محال استکشد آتش رابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 88نیست اندیشه ای از زخم زبان سرکش راخار و خس بستر سنجاب بود آتش راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 506آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمنیست اندیشه ای از زخم زبان سرکش راخار و خس بستر سنجاب بود آتش راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 506
اگلی نظمتا به حدی است لطافت رخ پرتابش راکه عرق داغ کند لاله سیرابش راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 508
نیست اندیشه ای از زخم زبان سرکش راخار و خس بستر سنجاب بود آتش راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 506