بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 88غزل شمارهٔ 88شاعر: بیدل دهلویوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: شراہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںکی جزا میرسد از اهل حیا سرکش راآب آیینه محال استکشد آتش را2نقل کریںبر زبان راست روان را نرود حرف خطاخامه ظاهر نکند جز سخن دلکش را3نقل کریںاستخوانم نشود سدّ ره ناوک یارشمع ناچار به خودکوچه دهد آتش را4نقل کریںکینهسازی المی نیست که زایلگرددروزوشب سینه پرازتیر بود ترکش را5نقل کریںاز چه پرواز بزرگی نفروشد زاهدریش برتافتهکم نیست بزاخفش را6نقل کریںبگذر از خرقه اگر صافی مشرب خواهیکز نمد میگذرانند می بیغش را7نقل کریںنالهای هست اگرگریه عنانکوته کردابر ازبرق چرا هی نکند ابرش را8نقل کریںمژهای بازکن از چاک کتان هستینتوان دید به چشم دگرآن مهوش را9نقل کریںدام ماگرمروان نیست تعلق بیدلخارپا مانع جولان نشود آتش را◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهستی بهتپش رفت واثرنیست نفس رافریادکزین قافله بردند جرس رابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 87اگلی نظملب جویی که از عکس تو پردازیست آبش رانفس در حیرت آیینه میبالد حبابش رابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 89زمینہم وزن و قافیہ نظمیںنیست اندیشه ای از زخم زبان سرکش راخار و خس بستر سنجاب بود آتش راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 506از نظر کرد نهان خط رخ آن مهوش راپردگی ساخت شب دل سیه این آتش راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 507آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظملب جویی که از عکس تو پردازیست آبش رانفس در حیرت آیینه میبالد حبابش رابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 89
نیست اندیشه ای از زخم زبان سرکش راخار و خس بستر سنجاب بود آتش راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 506
از نظر کرد نهان خط رخ آن مهوش راپردگی ساخت شب دل سیه این آتش راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 507