صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 8غزل شمارهٔ 8شاعر: صائبوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: ارازهمجداصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںگرچه باشند آن دو زلف مشکبار از هم جدانیستند اما به وقت گیر و دار از هم جدا22نقل کریںمستی و مخموری از هم گرچه دور افتادهاندنیست در چشم تو مستی و خمار از هم جدا33نقل کریںلرزد از بیم جدایی استخوانم بند بندهر کجا بینم فلک سازد دو یار از هم جدا44نقل کریںنشأه و می را نماید با کمال اتحاداز نگاهی چشم شور روزگار از هم جدا55نقل کریںیک دل صد پاره آید عارفان را در نظرگرچه باشد برگ برگ لالهزار از هم جدا66نقل کریںسر به یک جا می گذارد این دو راه مختلفمینماید گر به صورت زلف یار از هم جدا77نقل کریںمتحد گردند با هم چشم چون بر هم نهندهست اگر جانهای روشن چون شرار از هم جدا88نقل کریںاز دل روشن، علایق را شود پیوند سستماه میسازد کتان را پود و تار از هم جدا99نقل کریںچند باشیم از حجاب عشق و استغنای حسندر ته یک پیرهن، ما و نگار از هم جدا؟1010نقل کریںآشناییهای ظاهر پردهٔ بیگانگی استآب و روغن هست در یک جویبار از هم جدا1111نقل کریںغافلی از پشت و روی کار صائب ورنه نیستچون گل رعنا خزان و نوبهار از هم جدا◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبا خودی هرگز نگردد دل ز درد و غم جداهر که از خود شد جدا شد از غمِ عالم جداصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 7اگلی نظممیشوند از سردمهری دوستان از هم جدابرگها را میکند باد خزان از هم جداصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 9◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبا خودی هرگز نگردد دل ز درد و غم جداهر که از خود شد جدا شد از غمِ عالم جداصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 7
اگلی نظممیشوند از سردمهری دوستان از هم جدابرگها را میکند باد خزان از هم جداصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 9