صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 7غزل شمارهٔ 7شاعر: صائبوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: مجداصنف: غزلصداکار: پری ساتکنی عندلیبآڈیوپری ساتکنی عندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوپری ساتکنی عندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبا خودی هرگز نگردد دل ز درد و غم جداهر که از خود شد جدا شد از غمِ عالم جدا2نقل کریںنان جو خور در بهشتِ جاودان پاینده باشکز بهشت از خوردنِ گندم شدهست آدم جدا3نقل کریںتا تو را چون گل در این گلزار باشد خردهایدیدهٔ شوری بود هر قطرهٔ شبنم جدا4نقل کریںدور گشتن از سبکروحان بود بر دل گرانمیشود سنگین چو عیسیٰ گردد از مریم جدا5نقل کریںدر حریمِ وصل اشکِ شور من شیرین نشدکعبه نتوانست کردن تلخی از زمزم جدا6نقل کریںچون ز صد گرداب کشتی سالم آید بر کنار؟نیست ممکن دل شود زان طرهی پر خم جدا7نقل کریںلذتِ خاصیست با هر بوسهٔ لبهای اومیشود نقشِ نوی هر دم از این خاتم جدا8نقل کریںچون دو تا شد قد وداعِ روح را آماده باشکز کمان تیرِ سبکرو میشود یکدم جدا9نقل کریںتوسنِ عمرِ تو را کردند از آن صَرصَر خَرامتا تو کاه و دانهٔ خود را کنی از هم جدا10نقل کریںتا دمِ رفتن سبک از جا توانی خاستنمال را در زندگی از خویش کن کم کم جدا11نقل کریںنی که جان را تازه میسازد ز قُربِ همنفسقالبِ بیجان شود چون گردد از همدم جدا12نقل کریںنیک و بد را میکند صائب فلک همامتیازگندم و جو را کند گر آسیا از هم جدا◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمخط نمیسازد مرا زان لعل جانپرور جداتشنه کی گردد به تیغ موج از کوثر جدا؟صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6اگلی نظمگرچه باشند آن دو زلف مشکبار از هم جدانیستند اما به وقت گیر و دار از هم جداصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 8آڈیوصداکار منتخب کریںپری ساتکنی عندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمخط نمیسازد مرا زان لعل جانپرور جداتشنه کی گردد به تیغ موج از کوثر جدا؟صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6
اگلی نظمگرچه باشند آن دو زلف مشکبار از هم جدانیستند اما به وقت گیر و دار از هم جداصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 8