صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 9غزل شمارهٔ 9شاعر: صائبوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: انازهمجداصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںمیشوند از سردمهری دوستان از هم جدابرگها را میکند باد خزان از هم جدا22نقل کریںقطره شد سیلاب و واصل شد به دریای محیطتا به کی باشید ای بی غیرتان از هم جدا33نقل کریںگر دو بی نسبت به هم صد سال باشند آشنامی کند بی نسبتی در یک زمان از هم جدا44نقل کریںدر نگیرد صحبت پیر و جوان با یکدگرتا به هم پیوست، شد تیر و کمان از هم جدا55نقل کریںمیپذیرد چون گلاب از کوره رنگ اتحادگرچه باشد برگ برگ گلستان از هم جدا66نقل کریںتا تو را از دور دیدم رفت عقل و هوش منمی شود نزدیک منزل کاروان از هم جدا77نقل کریںتا چو زنبور عسل در چشم هم شیرین شوندبه که باشد خانههای دوستان از هم جدا88نقل کریںدر خموشی حرفهای مختلف یک نقطهاندمیکند این جمع را تیغ زبان از هم جدا99نقل کریںپیش ارباب بصیرت گفتگوی عشق و عقلهست چون بیداری و خواب گران از هم جدا1010نقل کریںگرچه در صحبت قسمها بر سر هم میخورندخون خود را میخورند این دوستان از هم جدا1111نقل کریںنیست ممکن آشنایان را جدا کردن ز هممیکند بیگانگان را آسمان از هم جدا1212نقل کریںلفظ و معنی را به تیغ از یکدگر نتوان بریدکیست صائب تا کند جانان و جان از هم جدا؟◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگرچه باشند آن دو زلف مشکبار از هم جدانیستند اما به وقت گیر و دار از هم جداصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 8اگلی نظمگرچه جان ما به ظاهر هست از جانان جداموج را نتوان شمرد از بحر بی پایان جداصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 10◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگرچه باشند آن دو زلف مشکبار از هم جدانیستند اما به وقت گیر و دار از هم جداصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 8
اگلی نظمگرچه جان ما به ظاهر هست از جانان جداموج را نتوان شمرد از بحر بی پایان جداصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 10