صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 538غزل شمارهٔ 538شاعر: صائبوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: اکمراصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدل سیه شد ز سیه خانه افلاک مراکی بود آینه زین زنگ شود پاک مرا؟2نقل کریںگره آن روز شود باز چو شبنم ز دلمکه به خورشید رساند نظر پاک مرا3نقل کریںعقده تاک فزون می شود از گریه تاکمگر از آه گشاید دل غمناک مرا4نقل کریںچون جرس گرچه نیاسود زبانم ز فغاننشد از ناله تهی، سینه صد چاک مرا5نقل کریںتا سرم گرم ز میخانه وحدت شده استگردش جام بود گردش افلاک مرا◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهوش نگذاشت به سر آن لب می نوش مرابا چنان هوش ربایی چه کند هوش مرا؟صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 537اگلی نظمآشنایی به کسی نیست درین خانه مرانظر از جمع به شمع است چو پروانه مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 539آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمهوش نگذاشت به سر آن لب می نوش مرابا چنان هوش ربایی چه کند هوش مرا؟صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 537
اگلی نظمآشنایی به کسی نیست درین خانه مرانظر از جمع به شمع است چو پروانه مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 539