صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 537غزل شمارهٔ 537شاعر: صائبوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: وشمراہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںهوش نگذاشت به سر آن لب می نوش مرابا چنان هوش ربایی چه کند هوش مرا؟2نقل کریںگر بدانی چه قدر تشنه دیدار توامخواهی آمد عرق آلود به آغوش مرا3نقل کریںشور عشق و نمک حسن گلو سوزم مننیست ممکن که توان کرد فراموش مرا4نقل کریںنه چنان گرم شد از آتش گل سینه منکه دم سرد خزان افکند از جوش مرا5نقل کریںدست بسته است کلید در گنجینه منمیگشاید گره از دل، لب خاموش مرا6نقل کریںشبِ زلفِ سیه، افسانه خوابم شده بودساخت بیدار دل آن صبح بناگوش مرا7نقل کریںمنم آن فاخته صائب که ز خود دارد دوردر ته پیرهن آن سرو قباپوش مرا◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچون می کهنه چه شد گر نبود جوش مرا؟شور صد بزم بود در لب خاموش مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 536اگلی نظمدل سیه شد ز سیه خانه افلاک مراکی بود آینه زین زنگ شود پاک مرا؟صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 538زمینہم وزن و قافیہ نظمیںتا بود بار غمت بر دل بیهوش مراسوز عشقت ننشاند ز جگر جوش مراسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 16چون می کهنه چه شد گر نبود جوش مرا؟شور صد بزم بود در لب خاموش مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 536آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچون می کهنه چه شد گر نبود جوش مرا؟شور صد بزم بود در لب خاموش مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 536
اگلی نظمدل سیه شد ز سیه خانه افلاک مراکی بود آینه زین زنگ شود پاک مرا؟صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 538
چون می کهنه چه شد گر نبود جوش مرا؟شور صد بزم بود در لب خاموش مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 536