صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 539غزل شمارهٔ 539شاعر: صائبوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: انهمراہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںآشنایی به کسی نیست درین خانه مرانظر از جمع به شمع است چو پروانه مرا2نقل کریںدارم از دیده بد پاس تهیدستی خودچشم بر گنج گهر نیست ز ویرانه مرا3نقل کریںخاک این خانه ویران شده دامنگیرستورنه دلبستگیی نیست به این خانه مرا4نقل کریںبرنیایم ز قفس، گر قفسم را شکنندریشه چون دام دوانده است به دل دانه مرا5نقل کریںنه چنان چشم من از اشک نمکسود شده استکه شود خواب، گرانسنگ به افسانه مرا6نقل کریںچه بهشتی است که در عالم پر وحشت نیستآشنایی به جز از معنی بیگانه مرا7نقل کریںگره از خاطر من گردش ساغر نگشودچه گشادی شود از سبحه صد دانه مرا؟8نقل کریںچه غبار از دل من کعبه به زمزم شوید؟دردسر کم نشد از صندل بتخانه مرا9نقل کریںنکند شبنم گل ریگ روان را سیرابنتوان سیر ز می ساخت به پیمانه مرا10نقل کریںمنت روی زمین می کشم از رشته اشککه رسانید به آن گوهر یکدانه مرا11نقل کریںصدف از تشنه گوهر نبرد تشنه لبیدل تسلی نشد از کعبه و بتخانه مرا12نقل کریںآب تا هست، به خشکی نتوان کشتی بستمانع توبه بود گریه مستانه مرا13نقل کریںتا ز صورت رهم افتاد به معنی صائبدیولاخی به نظر گشت پریخانه مرا◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدل سیه شد ز سیه خانه افلاک مراکی بود آینه زین زنگ شود پاک مرا؟صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 538اگلی نظممی پرد چشم به خال لب جانانه مراحرص چون دام فزون می شود از دانه مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 540زمینہم وزن و قافیہ نظمیںمی پرد چشم به خال لب جانانه مراحرص چون دام فزون می شود از دانه مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 540آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدل سیه شد ز سیه خانه افلاک مراکی بود آینه زین زنگ شود پاک مرا؟صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 538
اگلی نظممی پرد چشم به خال لب جانانه مراحرص چون دام فزون می شود از دانه مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 540
می پرد چشم به خال لب جانانه مراحرص چون دام فزون می شود از دانه مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 540