صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 2404

غزل شمارهٔ 2404

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: ابزد

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

از عرق آتش به جانم آن گل سیراب زد

باز آن آیینه رو نقشی عجب بر آب زد

2

شمع من امشب کجا بودی، که بر یادرخت

تا سحر پروانه من سینه بر مهتاب زد

3

گرد خجلت از دل بیرحم قاتل می فشاند

دست و پایی زیر تیغش گر دل بیتاب زد

4

خواب ناز گل گرانتر شد زبخت بلبلان

هر قدر شبنم به رخسار گلستان آب زد

5

غم به سر وقت من از روشندلیها اوفتاد

دزد بر گنجینه ام زین گوهر شب تاب زد

6

مهر بر لب زن که از یک خنده بیجا که کرد

غوطه در خون شفق خورشید عالمتاب زد

7

زنگ می گیرد ز آب زندگی آیینه اش

کی سکندر می تواند چون خضر بر آب زد؟

8

ابر چون گردد طرف با من، که سیل اشک من

بحر را مهر خموشی بر لب از گرداب زد

9

سختی دل از عبادت کرد رو گردان مرا

چند بتوان سنگ بر پیشانی محراب زد؟

10

رهنوردی را که شد صدق عزیمت خضر راه

در میان راه در دامان منزل خواب زد

11

نیست چشم عاقبت بین جوشن تدبیر را

خویش را ماهی زحرص طعمه بر قلاب زد

12

قطع شد در یک نفس راه هزاران ساله اش

هر که صائب پشت پا بر عالم اسباب زد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

مست ما امروز نقش تازه ای بر آب زد

شیشه می را به طاق ابروی محراب زد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2403

اگلی نظم

هر که پشت پای چون شبنم به آب و رنگ زد

در حریم مهر تابان تکیه بر اورنگ زد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2405

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

و از شعرای خراسان آذری اسفراینی است و در اشعار وی طامات بسیار است و از مطلعهای پسندیده وی است:

باز شب شد چشم من میدان گریه آب زد

جامی»بهارستان»روضهٔ هفتم (در شعر و بیان شاعران)»بخش 31 - آذری اسفراینی، کاتبی نیشابوری و امیرشاهی سبزواری

برهمن کیشم، که صدقم طعنه بر اصحاب زد

طاق آتشخانه ام صد خنده بر محراب زد

عرفی»غزلیات»غزل شمارهٔ 293

مست ما امروز نقش تازه ای بر آب زد

شیشه می را به طاق ابروی محراب زد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2403

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور