صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 1961

غزل شمارهٔ 1961

شاعر: صائب

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: رگذشتهاست

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

عارف به اختیار خود از سر گذشته است

این رشته ناگسسته ز گوهر گذشته است

2

از ترکتاز حادثه، صحرای سینه ام

کشتی است بی حصار که لشکر گذشته است

3

گردن مکش ز تیغ شهادت که این زلال

از جویبار ساقی کوثر گذشته است

4

یک دل به جان رساند من دردمند را

از بار دل چها به صنوبر گذشته است

5

فریاد می کند خط و خالت که کلک صنع

بر صفحه رخ تو مکرر گذشته است

6

دل با صفا ز علم و هنر صلح کرده است

آیینه من از سر جوهر گذشته است

7

آسوده باش ای فلک از انتقام ما

کاین شیر از شکاری لاغر گذشته است

8

فرداست استخوان تنش توتیا شده است

بر روی خاک هر که بلنگر گذشته است

9

تکرار را به طوطی نوحرف داده است

صائب ز گفتگوی مکرر گذشته است

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

یک دل هزار زخم نمایان نداشته است

یک گل زمین هزار خیابان نداشته است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1960

اگلی نظم

بر گلشن آنچه زان گل خودرو گذشته است

بر زخم های تازه کی از بو گذشته است؟

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1962

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور