زمین
نان به خون دل شد از تیغ زبان رنگین مرا
ترزبانی در گلو شد گریه خونین مرا
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 175
خواب غفلت گر به این عنوان شود سنگین مرا
بالش پر می شود سنگی که شد بالین مرا
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 176
شیشه ای، می بود اگر چون شمع بر بالین مرا
از خمار می نمی شد دل سیه چندین مرا
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 177