زمین
لب جویی که از عکس تو پردازیست آبش را
نفس در حیرت آیینه میبالد حبابش را
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 89
نباشدگرکمند موج تردستی حجابش را
که میگیرد عنان شعلهٔ رنگ عتابش را
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 90
سپردم دوزخ و آن داغهای سینه تابش را
سرابی بود در ره تشنه برق عتابش را
غالب دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 5