صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 590غزل شمارهٔ 590شاعر: صائبوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: تراہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںمبر به جای اطاعت به کار طاعت راگران به خاطر مردم مکن عبادت را2نقل کریںقبول خلق حجاب است از قبول خدانهفته دار به مجمع ز خلق، طاعت را3نقل کریںاگر خدای جهان را سمیع می دانیمکن بلند برای خدا تلاوت را!4نقل کریںبه میهمانی مردم مرو، وگر برویکم از فضیلت طاعت مدان اطاعت را5نقل کریںبشوی دست ز ورد و نماز، وقت طعامز انتظار مکن خون به دل جماعت را6نقل کریںچه لازم است کنی ختم، میهمانی را؟به مجمعی که روی، ختم کن تلاوت را7نقل کریںمگیر از دهن خلق، حرف را زنهاربه آسیا چو شدی پاس دار نوبت را8نقل کریںز خلق خوش، شکر و شیر باش با احبابز روی ترش مکن تلخ، کام الفت را9نقل کریںمشو چو بی خبران از مناسبت غافلمکن به خلوتیان جمع، اهل صحبت را10نقل کریںضیافتی که در آنجا توانگران باشندشکنجه ای است فقیران بی بضاعت را11نقل کریںدرین زمان که عقیم است جمله صحبت هاکناره گیر و غنیمت شمار عزلت را12نقل کریںاگر قدم نتوانی ز بزم خلق کشیدبه گوش جان بشنو صائب این نصیحت را◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظممبین ز موج تهیدست خوار دریا راکه روی کار بود پشت کار دریا راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 589اگلی نظمچه حاجت است به افسانه خواب غفلت را؟که خانه زاد بود خواب، بی بصیرت راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 591زمینہم وزن و قافیہ نظمیںچه حاجت است به افسانه خواب غفلت را؟که خانه زاد بود خواب، بی بصیرت راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 591مده به چشم و دل خویش راه، غفلت رابه خلوت لحدانداز خواب راحت راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 592آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظممبین ز موج تهیدست خوار دریا راکه روی کار بود پشت کار دریا راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 589
اگلی نظمچه حاجت است به افسانه خواب غفلت را؟که خانه زاد بود خواب، بی بصیرت راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 591
چه حاجت است به افسانه خواب غفلت را؟که خانه زاد بود خواب، بی بصیرت راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 591