صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 589غزل شمارهٔ 589شاعر: صائبوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: اردریاراصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںمبین ز موج تهیدست خوار دریا راکه روی کار بود پشت کار دریا را22نقل کریںشکسته تا نشوی چون حباب هیهات استکه همچو موج کشی در کنار دریا را33نقل کریںز کوه صبر فزون گشت بی قراری دلکف سبک نکند بردبار دریا را44نقل کریںبه عجز حمل مکن کز بزرگواریهاستکه هر سفینه کشد زیر بار دریا را55نقل کریںنکرد تلخی غم را علاج، باده لعلنساخت آب گهر خوشگوار دریا را66نقل کریںغرض رساندن فیض است، ورنه در ایجادحباب و موج نیاید به کار دریا را77نقل کریںنمی شود نفس پاک گوهران باطلبخار می شود ابر بهار دریا را88نقل کریںگران رکابی کشتی نمی تواند کردعلاج رعشه بی اختیار دریا را99نقل کریںز بی قراری عاشق خبر دهد صائببه سر زدن کف بی اختیار دریا را◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمنداد عشق گریبان به دست کس ما راگرفت این می پر زور، چون عسس ما راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 588اگلی نظممبر به جای اطاعت به کار طاعت راگران به خاطر مردم مکن عبادت راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 590◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمنداد عشق گریبان به دست کس ما راگرفت این می پر زور، چون عسس ما راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 588
اگلی نظممبر به جای اطاعت به کار طاعت راگران به خاطر مردم مکن عبادت راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 590