صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 5780

غزل شمارهٔ 5780

شاعر: صائب

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: یدهام

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

روی سخن ز آینه‌رویان ندیده‌ام

گاهی ز پشت آینه حرفی شنیده‌ام

2

در قبضه من است رگ خواب هرچه هست

هر کوچه‌ای که هست به عالم دویده‌ام

3

لب‌تشنهٔ فراقم و آمادهٔ وداع

تیر ز شست جسته، کمان کشیده‌ام

4

از جور روزگار ندارم شکایتی

این گرگ را به قیمت یوسف خریده‌ام

5

دامن‌فشان گذشته‌ام از باغ چون نسیم

چون گل به رنگ و بوی بساطی نچیده‌ام

6

مورم ولی به بال و پر حرف شکرین

خود را به روی دست سلیمان کشیده‌ام

7

جوشیده‌ام به دشمن خونخوار چون شراب

بر روی تیغ گرم‌تر از خون دویده‌ام

8

آن دانه‌ام که سرمه شده است استخوان من

تا خویش را ز خوشه به خرمن کشیده‌ام

9

چون شمع اگر چه هر رگ من جوی آتشی است

در کام اهل دل ثمر نارسیده‌ام

10

همت به سیر چشمی من ناز می‌کند

آب حیات را به تکلف چشیده‌ام

11

بر روی نازبالش گل تکیه می‌کند

عاشق به شوخ چشمی شبنم ندیده‌ام

12

اهل نظر به چشم مرا جای می‌دهند

آن قطره‌ام کز آبله دل چکیده‌ام

13

صائب چو نیست اهل دلی در بساط خاک

من نیز پا به دامن عزلت کشیده‌ام

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

زین نه صدف به روشنی دل گذشته ام

چون بحر بیکنار ز ساحل گذشته ام

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5779

اگلی نظم

روی دلی چو غنچه ز بلبل ندیده ام

نقش مراد از آینه گل ندیده ام

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5781

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

از بس که روز و شب غم بر غم کشیده‌ام

شادی فکنده‌ام غم بر غم گزیده‌ام

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 473

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور