عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 473غزل شمارهٔ 473شاعر: عطاروزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: یدهامہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںاز بس که روز و شب غم بر غم کشیدهامشادی فکندهام غم بر غم گزیدهام2نقل کریںشادی به روی غم که غمم غمگسار گشتکم غم چو روی شادی عالم بدیدهام3نقل کریںگر نیز شادی است درین آشیان غممن شادیی ندیدهام اما شنیدهام4نقل کریںکس را مباد با من و با درد من رجوعزیرا که درد عشق مسلم خریدهام5نقل کریںتا کی ز درد عشق زنم لاف چون ز نفسدایم به دل رمیده به تن آرمیدهام6نقل کریںهرگز دمی نیافتهام هیچ فرصتیچندانکه با سگان طبیعت چخیدهام7نقل کریںگرچه قدم نداشتهام در مقام عدلباری ز اهل ظلم قدم در کشیدهام8نقل کریںدر گوشهای نشسته بسی خون بخوردهامبر جایگه فسرده بسی ره بریدهام9نقل کریںعمرم گذشت در بچه طبعی و من هنوزاز حرص و آز چون بچهٔ نا رسیدهام10نقل کریںهر روز در خزانهٔ عطار کمتر استدری که از سفینهٔ دانش گزیدهام◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمروی تو در حسن چنان دیدهامکاینهٔ هر دو جهان دیدهامعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 472اگلی نظمای برده به آبروی آبموز نرگس نیم خواب خوابمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 474زمینہم وزن و قافیہ نظمیںروی سخن ز آینهرویان ندیدهامگاهی ز پشت آینه حرفی شنیدهامصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5780آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور