صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 593غزل شمارهٔ 593شاعر: صائبوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: ندتراہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںچنین که عقل کشیده است زیر بند تراعجب که عشق رهاند ازین کمند ترا2نقل کریںمباش بی دل نالان که آتشین رویانز دست هم بربایند چون سپند ترا3نقل کریںعنان به دست فرومایگان مده زنهارکه در مصالح خود خرج می کنند ترا4نقل کریںجز این که طعمه شهباز شد دلت چون کبکچه گل شکفت ازین خنده بلند ترا؟5نقل کریںمخور فریب شکرخند صبح چون طفلانکه چرخ زهر دهد در لباس قند ترا6نقل کریںز اهل درد ترا عقل چون کند صائب؟نکرد تربیت عشق دردمند ترا◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظممده به چشم و دل خویش راه، غفلت رابه خلوت لحدانداز خواب راحت راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 592اگلی نظمز دوزخ است چه پروا نیازمند ترا؟که ساخت شعله سویدای دل سپند تراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 594زمینہم وزن و قافیہ نظمیںز دوزخ است چه پروا نیازمند ترا؟که ساخت شعله سویدای دل سپند تراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 594آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظممده به چشم و دل خویش راه، غفلت رابه خلوت لحدانداز خواب راحت راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 592
اگلی نظمز دوزخ است چه پروا نیازمند ترا؟که ساخت شعله سویدای دل سپند تراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 594