صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 594غزل شمارهٔ 594شاعر: صائبوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: ندتراہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںز دوزخ است چه پروا نیازمند ترا؟که ساخت شعله سویدای دل سپند ترا2نقل کریںمگر ز خاک شهیدان عشق می آیی؟که دست و پای نگارین بود سمند ترا3نقل کریںسپهر سبزه خوابیده ای است در قدمشبه عمر خضر چه نسبت قد بلند ترا؟4نقل کریںتبسم تو دل از کار می برد چون صبحچه حاجت است مکرر کنند قند ترا؟5نقل کریںبه بی قرار تو دوزخ چه می تواند کرد؟که آتش است بهار طرب سپند ترا6نقل کریںچو آمدی به شکار من آنقدر بنشینکه طوق گردن ایمان کنم کمند ترا7نقل کریںشکار لاغر ما نیست قابل تسخیروگرنه رتبه آزادگی است بند ترا8نقل کریںاگر چه تنگ شکر شد جهان ز گفتارشندیده است کسی لعل نوشخند ترا◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچنین که عقل کشیده است زیر بند تراعجب که عشق رهاند ازین کمند تراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 593اگلی نظمبه صید شیر نر ای بی جگر چه کار ترا؟شکار او نشدن بس بود شکار تراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 595زمینہم وزن و قافیہ نظمیںچنین که عقل کشیده است زیر بند تراعجب که عشق رهاند ازین کمند تراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 593آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچنین که عقل کشیده است زیر بند تراعجب که عشق رهاند ازین کمند تراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 593
اگلی نظمبه صید شیر نر ای بی جگر چه کار ترا؟شکار او نشدن بس بود شکار تراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 595
چنین که عقل کشیده است زیر بند تراعجب که عشق رهاند ازین کمند تراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 593