صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 474غزل شمارهٔ 474شاعر: صائبوزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیہ: ینهدریاصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںچسان گردد تهی از عقد گوهر سینه دریا؟که هر موج خطر قفلی است بر گنجینه دریا2نقل کریںندارد تربیت تأثیر در دلهای ظلمانیکه عنبر را نسازد پخته جوش سینه دریا3نقل کریںتپیدن گوهرم را قطره سیماب می سازدچو می افتم به فکر صحبت دیرینه دریا4نقل کریںبه وصل گوهر شهوار آسان نیست پیوستنکه هر گرداب باشد مهر بر گنجینه دریا5نقل کریںدل پر خون مرا آزاد کرد از قید خودبینیکه شوید عکس را از چهره ها آیینه دریا6نقل کریںمیندیش از غبار معصیت با رحمت یزدانکه گردد صاف سیلی از سینه بی کینه دریا◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمنماند از نارسایی مدی از احسان درین دریابه سیلی سرخ دارد روی خود مرجان درین دریاصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 473اگلی نظممحمل شوق کجا، کعبه امید کجاشبنم تشنه کجا، چشمه خورشید کجاصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 475آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمنماند از نارسایی مدی از احسان درین دریابه سیلی سرخ دارد روی خود مرجان درین دریاصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 473
اگلی نظممحمل شوق کجا، کعبه امید کجاشبنم تشنه کجا، چشمه خورشید کجاصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 475