صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 475غزل شمارهٔ 475شاعر: صائبوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: یدکجاصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںمحمل شوق کجا، کعبه امید کجاشبنم تشنه کجا، چشمه خورشید کجا22نقل کریںظرف نظاره خورشید ندارد شبنمرتبه حسن کجا، حوصله دید کجا33نقل کریںدست کوتاه من و گردن او هیهات استبال خفاش کجا، تارک خورشید کجا44نقل کریںسایه ای داشت که سرمایه آتش بودحاصل عمر تهیدست من و بید کجا55نقل کریںعالمی چشم به راه نگه گرم تواندبه کجا می روی ای خونی امید کجا؟66نقل کریںبوریا موج شکر می زند از شیرینیگل به سامان لب لعل تو خندید کجا؟77نقل کریںآب پیکان ز دل آمد سوی چشمم صائبآخر آن چشمه سربسته ترا دید کجا؟◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچسان گردد تهی از عقد گوهر سینه دریا؟که هر موج خطر قفلی است بر گنجینه دریاصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 474اگلی نظممن و مصری که شکرخیز بود خاک آنجاکوزه شهد شود حنظل افلاک آنجاصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 476◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچسان گردد تهی از عقد گوهر سینه دریا؟که هر موج خطر قفلی است بر گنجینه دریاصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 474
اگلی نظممن و مصری که شکرخیز بود خاک آنجاکوزه شهد شود حنظل افلاک آنجاصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 476