صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 473غزل شمارهٔ 473شاعر: صائبوزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیہ: اندریندریاصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںنماند از نارسایی مدی از احسان درین دریابه سیلی سرخ دارد روی خود مرجان درین دریا2نقل کریںهوای ساحل از سر چون حباب پوچ بیرون کنکه چندین کشتی نوح است سرگردان درین دریا3نقل کریںعرق از روی آتشناکش آتش زیر پا داردز شوخی می کند هر قطره ای طوفان درین دریا4نقل کریںکمی در ناز و نعمت نیست بحر رحمت حق راصدف دارد همین دریوزه دندان درین دریا5نقل کریںبه خاموشی توان شد کامیاب از صحبت گوهرنفس در دل گره کن همچو غواصان درین دریا6نقل کریںتو بر تار نفس از بی تهی چون موج می لرزیوگرنه عقد گوهر هست بی پایان درین دریا7نقل کریںنباشد سخت گیری در گهر اهل سخاوت راگره واگردد از دل چون حباب آسان درین دریا8نقل کریںچرا عاشق نبازد سر به تیغ آبدار او؟که می گردد گهر هر قطره باران درین دریا9نقل کریںسبکباری بود باد مراد آزادمردان راکه موج از شستن دست است دست افشان درین دریا10نقل کریںمشو غافل ز وحدت تا شوی فارغ ز قید تنکه گرد راه، سیل افشاند از دامان درین دریا11نقل کریںدهند از گوهرش چشم آب مردم چون صدف صائبگذارد هر که دندان بر سر دندان درین دریا◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبه هر شورش مده چون موج از کف دامن دریاکه باشد عقد گوهر خوشه ای از خرمن دریاصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 472اگلی نظمچسان گردد تهی از عقد گوهر سینه دریا؟که هر موج خطر قفلی است بر گنجینه دریاصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 474آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبه هر شورش مده چون موج از کف دامن دریاکه باشد عقد گوهر خوشه ای از خرمن دریاصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 472
اگلی نظمچسان گردد تهی از عقد گوهر سینه دریا؟که هر موج خطر قفلی است بر گنجینه دریاصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 474