صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5939غزل شمارهٔ 5939شاعر: صائبوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: ویمہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: فاطمه زندیآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںآن طفل یتیمم که شکسته است سبویماز آب همین گریه تلخی است به جویم2نقل کریںحاشا که پر از می نکند پیر خراباتروزی که شود خالی ازین مغز کدویم3نقل کریںچون صفحه مسطر زده آید به نظرهااز سیلی بیرحمی اخوان بر رویم4نقل کریںاز دایره عشق تو بیرون ننهم پایگر مه کند از هاله خود طوق گلویم5نقل کریںچون صبح گذشته است ازان چاک دل منکز رشته تدبیر توان کرد رفویم6نقل کریںآن سوخته جانم که اگر چون شرر از خلقدر سنگ گریزم بتوان یافت به بویم7نقل کریںصائب به دلم باد مرادی نوزیده استچون غنچه ازان روز که دلبسته اویم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمتا در خم این کارگه شیشه گرانیمچون طفل در آیینه به حیرت نگرانیمصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5938اگلی نظمبرون نمی برد از فکر دوست عالم آبمنقاب دولت بیدار نیست پرده خوابمصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5940زمینہم وزن و قافیہ نظمیںشب تا به سحر گرد سر کوی تو پویمبا آن در و دیوار غم و درد تو گویمجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 622آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمتا در خم این کارگه شیشه گرانیمچون طفل در آیینه به حیرت نگرانیمصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5938
اگلی نظمبرون نمی برد از فکر دوست عالم آبمنقاب دولت بیدار نیست پرده خوابمصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5940
شب تا به سحر گرد سر کوی تو پویمبا آن در و دیوار غم و درد تو گویمجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 622