صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 509غزل شمارهٔ 509شاعر: صائبوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: یرشراصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںشانه گر باز کند زلف گرهگیرش رانی به ناخن شکند پنجه تدبیرش را2نقل کریںهر که دیوانه آن زلف چو زنجیر شودچرخ در گوش کشد حلقه زنجیرش را3نقل کریںگل خورشید ز هر ذره به دامن چیندهر که آرد به نظر حسن جهانگیرش را4نقل کریںدر دو عالم شود انگشت نما چون مه نولب زخمی که ببوسد لب شمشیرش را5نقل کریںچون هدف، گردن امید برافراخته امتا چو مژگان به نظر جای دهم تیرش را6نقل کریںاز شکر خنده آن طفل دل عالم سوختدایه آمیخت همانا به شکر شیرش را7نقل کریںچه دهی پشت به دیوار درین خانه که هستهر نفس صورتی آیینه تصویرش را8نقل کریںسنگ کم می شمرد لعل و گهر را صائببه چه از راه برم چشم و دل سیرش را؟◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمتا به حدی است لطافت رخ پرتابش راکه عرق داغ کند لاله سیرابش راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 508اگلی نظمسخن آن است که از جای درآرد دل راحدی آن است که دیوانه کند محمل راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 510آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمتا به حدی است لطافت رخ پرتابش راکه عرق داغ کند لاله سیرابش راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 508
اگلی نظمسخن آن است که از جای درآرد دل راحدی آن است که دیوانه کند محمل راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 510