صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 606غزل شمارهٔ 606شاعر: صائبوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: ارعالمراصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںمکن به غنچه گره نوبهار عالم راتبسمی کن و بگشای کار عالم را2نقل کریںبه خنده ای گل بی خار می توانی کرداگر التفات کنی، خارزار عالم را3نقل کریںفلک سوار چو عیسی نمی توانی شدز خویش تا نفشانی غبار عالم را4نقل کریںکجی ز مار به افسون نمی توان بردنچگونه راست توان کرد کار عالم را5نقل کریںمبند نقش اقامت که همچو موج سرابقرار نیست دمی پود و تار عالم را6نقل کریںنتیجه ای به جز از خانمان خرابی نیستخرابی دل امیدوار عالم را7نقل کریںعجب که روز قیامت ز خاک برخیزدبه دوش هر که نهادند بار عالم را8نقل کریںخوشا کسی که چو صائب ز خاکساری هابه دیده خاک زند اعتبار عالم را◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگذاشتیم به اغیار زلف پر خم رابه دست دیو سپردیم خاتم جم راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 605اگلی نظمگداخت دیدن آن روی بی نقاب مراچو نخل موم، نمی سازد آفتاب مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 607آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگذاشتیم به اغیار زلف پر خم رابه دست دیو سپردیم خاتم جم راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 605
اگلی نظمگداخت دیدن آن روی بی نقاب مراچو نخل موم، نمی سازد آفتاب مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 607