صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 2280

غزل شمارهٔ 2280

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: انصبح

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 2

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

قرص خورشیدست اول لقمه مهمان صبح

چون توانم داد شرح نعمت الوان صبح؟

2

می توان اسباب مجلس را قیاس از شمع کرد

آفتاب گرمرو شمعی است از ایوان صبح

3

صیقل روح است فیض صحبت اشراقیان

سینه خود را مصفا ساز از یونان صبح

4

می شود در شش جهت حکمش روان چون آفتاب

هر که را بر سر گذارد تاج زر سلطان صبح

5

خضر ازین سرچشمه عمر جاودانی یافته است

ساغری بستان ز دست چشمه حیوان صبح

6

می شود سرپنجه خورشید تابان پنجه اش

هر که آویزد ز روی صدق در دامان صبح

7

مد احسانی که نامش بر زبانها مانده است

می کشد کلک قضا هر روز در دیوان صبح

8

عقده های مشکل خود را یکایک عرض کن

تا نگردیده است خونین از شفق دندان صبح

9

دیده بیدار خود را حلقه فتراک کن

تا مگر صیدی توانی برد از میدان صبح

10

قوت بازوی توفیقی ز حق دریوزه کن

خوش برآر این گوی زر را از خم چوگان صبح

11

در لحد با خود مبر زنهار این مار سیاه

نامه خود را بشو در بحر بی پایان صبح

12

صحبت روشن ضمیران کیمیای دولت است

سرمکش تا می توانی از خط فرمان صبح

13

هیچ کافر را الهی کودک بدخو مباد!

خون شد از بدخویی من شیر در پستان صبح

14

زحمت روزی نباشد بر دل روشندلان

پخته می آید برون از خوان قسمت نان صبح

15

چون شدی محروم صائب از گل شب بوی فیض

برگ عیشی در گریبان ریز از بستان صبح

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

تا به کی همچون سگان گیرد ترا در خواب، صبح؟

چون گل از شبنم بزن بر چهره خود آب، صبح

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2279

اگلی نظم

چاک خواهد سربرآورد از گریبانم چو صبح

رفته رفته می کند گل داغ پنهانم چو صبح

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2281

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

از کواکب گل فشاند چرخ در دامان صبح

آفتاب آیینه ‌کارد در ره جولان صبح

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 898

بازم از فیض جنون آماد شد سامان صبح

می‌دهد چاک گریبان در کفم دامان صبح‌

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 899

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور