صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 899

غزل شمارهٔ 899

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: انصبح

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 2

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11

بازم از فیض جنون آماد شد سامان صبح

می‌دهد چاک گریبان در کفم دامان صبح‌

22

از گداز پیکرم تعمیر امکان کرده اند

آسمان دودی‌ست از خاکستر تابان صبح

33

فتح باب فیض در رفع توهّم خفته است

از شکست رنگ شب وامی‌شود مژگان صبح

44

در جنون وضع‌ گریبانم تماشا کردنی‌ست

همچو زخم‌ دل نمک دارد لب خندان صبح

55

اینقدر خون شهیدان در دم شمشیر تست

یا شفق دارد به‌کف سررشتهٔ دامان صبح

66

ما به‌ کلفت قانعیم اما ز بس ‌کم فرصتی

شام ما هم می‌زند پیمانه‌‌ی دوران صبح

77

نعمتی بر روی خوان‌عمر کم فرصت ‌کجاست

همچو شبنم د‌ست‌ می‌شوید ز خود مهمان صبح

88

تا نگرددکاسه‌ات پر خون به رنگ آفتاب

آسمان مشکل‌که در پیشت‌گدازد نان صبح

99

تخم شبنم‌، پشهٔ عبرت درپن‌ گلشن دواند

خنده توام می‌دمد با ریزش دندان صبح

1010

تا به کی خواهد هوس گرد خیال انگیختن

درنفس‌ رفته‌ست فرصت عرصهٔ جولان صبح‌

1111

ترک غفلت شاهد اقبال فیض ما بس است

چشم اگر از خواب ‌واشد نیست جز برهان صبح

1212

هرکجا عرض نفس دادند جنس باد بود

غیر واچیدن چه دارد چیدن دکان صبح

1313

حسن از هر نالهٔ عاشق نقابی می‌درد

نگسلی ربط نفس ای بلبل از افغان صبح

1414

تخم اشکی می‌فشاند آه و از خود می‌رود

غیر شبنم نیست بیدل زاد همراهان صبح

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

از کواکب گل فشاند چرخ در دامان صبح

آفتاب آیینه ‌کارد در ره جولان صبح

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 898

اگلی نظم

نداشت دیده من بی‌تو تاب خندهٔ صبح

ز اشک داد چو شبنم جواب خندهٔ صبح

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 900

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

قرص خورشیدست اول لقمه مهمان صبح

چون توانم داد شرح نعمت الوان صبح؟

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2280

از کواکب گل فشاند چرخ در دامان صبح

آفتاب آیینه ‌کارد در ره جولان صبح

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 898

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور