صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 899

غزل شمارهٔ 899

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: انصبح

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 2

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

بازم از فیض جنون آماد شد سامان صبح

می‌دهد چاک گریبان در کفم دامان صبح‌

2

از گداز پیکرم تعمیر امکان کرده اند

آسمان دودی‌ست از خاکستر تابان صبح

3

فتح باب فیض در رفع توهّم خفته است

از شکست رنگ شب وامی‌شود مژگان صبح

4

در جنون وضع‌ گریبانم تماشا کردنی‌ست

همچو زخم‌ دل نمک دارد لب خندان صبح

5

اینقدر خون شهیدان در دم شمشیر تست

یا شفق دارد به‌کف سررشتهٔ دامان صبح

6

ما به‌ کلفت قانعیم اما ز بس ‌کم فرصتی

شام ما هم می‌زند پیمانه‌‌ی دوران صبح

7

نعمتی بر روی خوان‌عمر کم فرصت ‌کجاست

همچو شبنم د‌ست‌ می‌شوید ز خود مهمان صبح

8

تا نگرددکاسه‌ات پر خون به رنگ آفتاب

آسمان مشکل‌که در پیشت‌گدازد نان صبح

9

تخم شبنم‌، پشهٔ عبرت درپن‌ گلشن دواند

خنده توام می‌دمد با ریزش دندان صبح

10

تا به کی خواهد هوس گرد خیال انگیختن

درنفس‌ رفته‌ست فرصت عرصهٔ جولان صبح‌

11

ترک غفلت شاهد اقبال فیض ما بس است

چشم اگر از خواب ‌واشد نیست جز برهان صبح

12

هرکجا عرض نفس دادند جنس باد بود

غیر واچیدن چه دارد چیدن دکان صبح

13

حسن از هر نالهٔ عاشق نقابی می‌درد

نگسلی ربط نفس ای بلبل از افغان صبح

14

تخم اشکی می‌فشاند آه و از خود می‌رود

غیر شبنم نیست بیدل زاد همراهان صبح

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

از کواکب گل فشاند چرخ در دامان صبح

آفتاب آیینه ‌کارد در ره جولان صبح

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 898

اگلی نظم

نداشت دیده من بی‌تو تاب خندهٔ صبح

ز اشک داد چو شبنم جواب خندهٔ صبح

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 900

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

قرص خورشیدست اول لقمه مهمان صبح

چون توانم داد شرح نعمت الوان صبح؟

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2280

از کواکب گل فشاند چرخ در دامان صبح

آفتاب آیینه ‌کارد در ره جولان صبح

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 898

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور