صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 900

غزل شمارهٔ 900

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ابخندهٔصبح

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

نداشت دیده من بی‌تو تاب خندهٔ صبح

ز اشک داد چو شبنم جواب خندهٔ صبح

2

تبسم‌ گل زخم جگر نمک دارد

قیامتی است نهان در نقاب خندهٔ صبح

3

نوشته‌اند دبیران دفتر نیرنگ

به روزنامچهٔ ‌گل حساب خندهٔ صبح

4

درین‌قلمرو وحشت‌کجاست فرصت عیش

مگرکشی نفسی در رکاب خندهٔ صبح

5

نشاط خسته‌دلان بین و سیر ماتم‌کن

که هیچ‌ گریه نیرزد به آب خندهٔ صبح

6

چه جلوه‌ام که ز فیض شکسته رنگی یأس

کشیده‌اند به روبم نقاب خندهٔ صبح

7

به حال زخم دلم‌کس نسوخت غیر از داغ

جز آفتاب ‌که باشد کتاب خندهٔ صبح

8

به غیر شبنم اشک از بهار عمر نماند

بجاست نقطهٔ چند ازکتاب خندهٔ صبح

9

به عیش نیم نفس ‌گر کشی مباش ایمن

که می‌کشند ز شبنم‌گلاب خندهٔ صبح

10

گمان مبر من و فرصت‌پرستی آمال

که شسته‌ام دو جهان را به آب خندهٔ صبح

11

درین چمن‌که امید نشاط نومیدی‌ست

ز رنگ باخته دارم سراب خندهٔ صبح

12

غبار رفته به بادم نفس‌شمار بقاست

به من‌کنید عزیزان خطاب خندهٔ صبح

13

رسید نشئهٔ پیری چه خفته‌ای بیدل

به‌ گریه زن قدحی از شراب خندهٔ صبح

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

بازم از فیض جنون آماد شد سامان صبح

می‌دهد چاک گریبان در کفم دامان صبح‌

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 899

اگلی نظم

دل فتح و دست فتح و نظر فتح و کار فتح

گلجوش هر نفس زدنت صدهزار فتح

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 901

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور