صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 5799

غزل شمارهٔ 5799

شاعر: صائب

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: انشدم

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 4

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

بی خواست بس که بار دل گلستان شدم

بی اعتبار در نظر باغبان شدم

2

نانم همان به خون شفق غوطه می زند

چون صبح اگرچه پیر درین آستان شدم

3

از سنگ خاره می گذرد تیر آه من

از بار درد اگرچه دو تا چون کمان شدم

4

تا کی چو سرو دست توان داشت در بغل؟

از بی بری به خار گلشن گران شدم

5

گرد ملال و زنگ الم بود حاصلم

از سینه گرچه آینه دار جهان شدم

6

تنگ شکر شد از سخنم گوش روزگار

هر چند چون دهان ز نظرها نهان شدم

7

نگرفت هیچ کس به ثمر دست من چو سرو

چندان که ایستاده درین بوستان شدم

8

اول ز رشک محرمیم سرمه داغ بود

چون خواب رفته رفته به چشمش گران شدم

9

نتوان شکست خاطر بلبل برای گل

با دست و دامن تهی از بوستان شدم

10

فیض شراب کهنه مرا کرد نوجوان

دل زنده از توجه پیر مغان شدم

11

رنگ من از شکستگی آن رو فتاده است

شرمنده توجه باد خزان شدم

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

با صد زبان چو غنچه گل بی زبان شدم

تا پرده دار خرده راز نهان شدم

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5798

اگلی نظم

عمری چو گرد در قدم کاروان شدم

تا همچو ناله با جرسی همزبان شدم

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5800

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

هر چند پیر و خسته‌دل و ناتوان شدم

هر گَه که یادِ رویِ تو کردم جوان شدم

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 321

ای عشق بی نشان ز تو من بی نشان شدم

خون دلم بخوردی و در خورد جان شدم

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 498

با صد زبان چو غنچه گل بی زبان شدم

تا پرده دار خرده راز نهان شدم

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5798

عمری چو گرد در قدم کاروان شدم

تا همچو ناله با جرسی همزبان شدم

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5800

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور